غلامحسين محرمى

264

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

حسين عليه السّلام شعر بگويد ؛ سيد اين اشعار را خواند : امرر على جدث الحسين * فقل لا عظمه الزكيه « 1 » يا اعظما لا زلت من * و ظفا و ساكبه رويّه « 2 » فاذا مرت بقبره * فاطل به وقف المطيّه « 3 » و ابك المطهّر للمطهّر * و المطهرة النقيه « 4 » كبكاء معوله اتت * يوما لواحدها المنيّه « 5 » راوى مىگويد : ديدم كه اشك‌هاى امام به گونه‌هايش جارى است و صداى گريه از خانه برخاسته است . « 6 » گاهى نيز كسان ديگر چون فضيل رسان و ابو هارون مكفوف اشعار سيد حميرى را در رثاى امام حسين عليه السّلام نزد امام صادق عليه السّلام مىخواندند و حضرت را مىگرياندند ؛ چنان‌كه به گفتهء ابن قولويه امام صادق عليه السّلام از يكى از اصحابش به نام ابو عمار خواست كه اشعار عبدى را در مرثيه امام حسين عليه السّلام براى او بخواند . « 7 » شاعرى چون دعبل خزاعى كه در مرثيه امام حسين عليه السّلام اشعار زيادى سروده بود نزد ، امام رضا عليه السّلام به مرثيه‌سرايى جدش مىپرداخت . « 8 » ب - مراثى ساير شهيدان و كشته‌شدگان اولاد پيامبر شاعر دل‌سوختهء شيعه ، وقتى صحنه شهادت مسلم بن عقيل و هانى بن عروة را مشاهده مىكند ، اين اشعار را مىسرايد و شعرش بر زبان‌ها جارى مىشود :

--> ( 1 ) . به قبر حسين گذر بكن و به استخوان‌هاى پاكش بگو : ( 2 ) . اى استخوان‌ها ، پيوسته سالم و سيراب باشيد . ( 3 ) . وقتىكه به قبرش گذشتى ، چون شتران طولانى توقف كن . ( 4 ) . بگريان امام مطهر را به حسين مطهر . ( 5 ) . گريه تو مانند گريه و ناله مادر فرزندمرده باشد . ( 6 ) . همان ، ص 235 . ( 7 ) . همان ، ص 295 . ( 8 ) . مسعودى على بن الحسين . مروج الذهب ، منشورات مؤسسة الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، ط اول ، 1411 ه ، ج 3 ، ص 327 و رجال ابن داود ، منشورات الرضى ، قم ، ص 92 .